اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

138

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

[ هكاتوم‌پلوس ] « 23 » ، پايتخت حكومت بوده است . مظنون چنين است كه محل خرابيهاى آن را تا صحراى مغان توان جست . زمين همچنان در جهت شمال شرق ، مرتفع باقى باشد تا بدانسوى خراسان . همچنان در جانب جنوب با كوير قم ، و در جهت شرق تا بدان‌سوى كشمير . چنانچه گفته شد ، در آخر جهت شمالى گيلان ، معبر چهارمى نيز هست كه مىتوان از آن بدين ناحيه داخل شد . كوهها در لنكران تا ساحل دريا پيش آيند و معبر آن صعب المسلك و سخت و تنگ باشد . از آنسوى لنكران ، كوهها پست‌تر شده و متدرجا زايل شوند . مغان از جملهء گيلان محسوب نشود ، و اين ناحيه از اجتماع كر و ارس حاصلخيز گردد . آن طرف گيلان ، ريگزار و زمين بىآب و علف باشد ، امّا بسيار گرم است . امّا در حوالى رودخانهء كر ، زمين خضب و علفزار شود . زمين همچنان در طرف جنوبى شيروان ، پست شود و متدرجا مرتفع بوده تا قفقاز . در آنسوى قفقاز ، زمين منخفض و هموار و مسطح و ريگزار ، و مشحون به وجود مردابها و درياچه‌هاى شور باشد . در اين محل ، گوش‌ماهيهاى دريايى يافت شود كه دلالت دارد بر اينكه وقتى از روزگار ، آب دريا اين محل را فراگرفته و درياى آزوف را به درياى خزر متصل نموده است . در فصل آتيه در اين باب به تفصيل سخن گوييم . مترجم گويد كه در اين فصل اشكالى [ و نيازى به توضيح بيشترى ] نبود .

--> ( 23 ) . Hecatompielos [ Hecatompylis ]